عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 50

عوارف المعارف ( فارسى )

و ايشان را ( تحريض مىكند بر محاربت شيطان ، ) و لذّات و شهوات به مثابت هيزم است آتش را . ( ص 9 ) ف - استعمال « نتوان » با مصدر مرخم به جاى « نتواند » . كه امروز معمول نيست : بدين مقام عالى نتوان رسيد الّا بندهء خالص . ( ص 88 ) ص - استعمال فعل بسيط « زاريدن » به جاى فعل مركّب « زارى كردن » : و بر تكرار آيات قرآن تذكار غزل ازل مىكنند و بر فوات آن مىنالند و مىزارند ( ص 90 ) اسم الف - الصاق « ها » ى نشانهء جمع فارسى به جموع مكسّر عربى : گفت : تجديد وضوى من باز كن ، اعضاهاى او را مىشستم . ( ص 22 ) ب - به كار بردن « حكومات » در جاى « احكام » : امّا تبرّك را بر سبيل اختصار از حكومات شرعى كه . . . بيان كنيم . ( ص 64 ) ج - استعمال جمع مكسّرهاى غير معمول ، چنان كه « مشاعيل » به جاى « مشاعل » : مشاعيل نور و قناديل سرور در صوامع اعضا و جوامع جوارح افروخته شود . ( ص 181 ) د - استعمال تركيبات اضافى مقلوب : او به زاهد خليفه معروف بود هر به يك ماه يك بادام مغز خوردى . ( ص 105 ) ه - تتابع اضافات : نظر علماى دين . . . ترياقى است نافع كه دفع زهر علّت غفلت بكند . ( ص 58 ) و در وقت استماع سماع آيات قرآن ، سماع خود را از صمام بشريّت و . . . مبرا و معرا كرده‌اند . ( ص 90 ) و موارد ديگر . و - استعمال دو حرف ندا براى يك منادى :